تاريخچه انجدان
اَنْجِدان، از روستاهاي قديم اراك و مركز تجديد حيات فرهنگى - تبليغى و جايگاه امامان اسماعيلى نزاري پس از سقوط الموت.
انجدان معرب واژة انگدان، و نام گياهى است كه مادة انگرود يا آنغوزه را از آن مىگيرند. اين گياه در اطراف روستاي انجدان به فراوانى مىرويد و بدين سبب، اين روستا را بدين نام خواندهاند ( برهان قاطع، 1/166؛ فرهنگ رشيدي، 166؛ دهگان، 12).
نام انجدان در منابع قديمى به صورتهاي انكوان و انكدان نيز آمده است (شرف الدين، 500؛ ميرخواند، 4/594؛ يزدي، 31). چنانكه از منابع برمىآيد، استفاده از واژة انجدان پس از اقامت امامان اسماعيلى در اين محل رواج يافت (دهگان، همانجا).
انجدان از روستاهاي دهستان مشكآباد بخش مركزي شهرستان اراك در استان مركزي است. اين روستا در منطقهاي كوهستانى قرار دارد كه كوه چشمه و كوه برف شاه در اطراف آن است و غارهاي كوچك و بزرگ فراوانى در نزديكى آن وجود دارد. ارتفاع انجدان از سطح دريا 2 هزار متر است. اين روستا در 64 كيلومتري شمال خمين، 37 كيلومتري شرق اراك و با همين فاصله از غرب محلات قرار گرفته است. طبق آمار 1365ش، جمعيت انجدان 925 نفر بوده است كه كارهاي عمدة آنان كشاورزي و دامداري است.
محصولات آن گندم، جو، يونجه و انگور است. آب روستا از چشمه و قنات تأمين مىشود و مذهب ساكنان انجدان شيعة اثنا عشري است ( فرهنگ آباديها...، 14؛ فرهنگ جغرافيايى...، 25؛ دهگان، 132- 138؛ دفتري، .(459
از پيشينة كهن انجدان تا سدة 8ق/14م آگاهى دقيق در دست نيست. ناحيهاي كه امروزه انجدان در آن قرار دارد، در سدههاي نخستين اسلامى جزو كورة دوراخور قم بوده است، اما در هيچيك از منابعى كه از دوراخور نام بردهاند، به انجدان يا نامى مشابه آن اشاره نشده است (قمى، 117، 141-142؛ دهگان، 2-3).
تاريخ
از پيشينة کهن انجدان تا سدة 8ق/14م آگاهى دقيقي، - بجز سنگ قبرهاي يافت شده و اطلاعات محلي - در دست نيست. ناحيهاي که امروزه انجدان در آن قرار دارد، در سدههاي نخستين اسلامى - احتمالا - جزو کورة دوراخور قم بوده است، اما در هيچيک از منابعى که از دوراخور نام بردهاند، به انجدان يا نامى مشابه آن اشاره نشده است (قمى، 117، 141-142 دهگان، 2-3).
از سدة 9ق/15م پس از استقرار پايگاه امامان اسماعيلى در انجدان بر اهميت اين محل افزوده شد و پيروان اين مذهب از نقاط دور و نزديک براي زيارت امامان و اعطاي نذوراتشان به انجدان مىآمدند. پس از سقوط قلعة الموت توسط هلاکوخان (654ق/1256م) گروهى از اسماعيليان در آذربايجان ساکن شدند و پايگاه امام نزاري به آذربايجان منتقل شد.
پس از تقسيم نزاريان به دو شعبة محمدشاهى و قاسم شاهى، قاسم شاهيان تصميم به تغيير محل سکناي امامشان از آذربايجان گرفتند، زيرا پايگاه آنان در آذربايجان که تحت فرمان حاکمان سنى مذهب قرار داشت،ايمن نبود.در هنگام امامت مستنصربالله دوم (868 - 885ق/1464-1480م)، مشهور به شاه قلندر، سى و دومين رهبر نزاري، پايگاه امامان به انجدان انتقال يافت. انجدان بعد از جست و جو و بررسى براي اقامت امامان نزاري انتخاب شد، زيرا داراي شرايط ويژهاي بود و به دو شهر کاشان و قم که دارالمؤمنين خوانده مىشد و بهطور سنتى از مراکز قدرت شيعيان به شمار مىرفت، نزديک بود. اسماعيليان در انجدان دوباره نيرو گرفتند و سازمان جديدي ايجاد کردند فرستادن داعيان نيز براي تبليغ به نقاط مختلف آغاز گرديد.
در اين دوره امامان نزاري انجدان ديدگاههاي خود را تحت پوشش فرقههاي صوفيه بيان مىکردند. احياي انجدان، نوزايى دوبارة انديشه و فعاليتهاي تبليغى اسماعيليان بود (دفتري، 469 -467 خراسانى، 139- 140 ايوانف، .(49
در دورة حکومت صفويه در ايران سياست مذهبى برپاية مرشد و مريد قرار داشت و رهبري مذهبى غير از پادشاه صفوي مورد پذيرش نبود، بنابر اين، نزاريان به سبب شناخته شدن شخصيت حقيقى امامان نزاري و فعاليتآشکارشان تحت فشار و آزار قرار گرفتند. در 981ق/ 1573م اميرخان موسي لو حاکم همدان به دستور شاه طهماسب به کاشان و انجدان هجوم برد و اسماعيليان را قتل عام، و مرادميرزا رهبر آنان را دستگير کرد (قاضى احمد، 1/582 -584). صادق کيا (ص 36-37) به نقل از تاريخ الفى به اقامت گروهى از نقطويان در نواحى کاشان و انجدان اشاره مىکند که همزمان با سرکوب اسماعيليان در دورة شاه طهماسب بود.
نقطويان انجدان نيز سرکوب شدند. احتمالاً بين اين دو فرقه همکاري وجود داشت و گروهى از نقطويان در انجدان، يا نواحى اطراف آن زندگى مىکردند. در دورة شاه عباس (998- 1038ق/1590- 1629م)، اسماعيليان نزاري بار ديگر طريق تقيه پيش گرفتند و روابط حسنهاي بين امامان نزاري انجدان و شاه عباس برقرار گرديد و خليلالله سى و نهمين امام نزاري با يکى از خواهران شاه عباس ازدواج کرد و در فرمانى امامان انجدان از پرداخت ماليات معاف شدند. در زمان امامت شاه نزار، چهلمين امام نزاري پايگاه امامان به روستاي کهک محلات در 35 کيلومتري انجدان انتقال يافت (دفتري، 498 ,474 دهگان، 38).
در دورة اشرف افغان (ه م) انجدان محل برخورد سپاهيان اشرف و عثمانيها بود و بعد از شکست سپاهيان عثمانى، به دستور اشرف انجدان ويران شد و قلعة نورآباد که در هنگام اقامت امامان نزاري در انجدان ارگ آنان بود، با خاک يکسان گرديد و گروه کثيري از ساکنانش کشته، يا اسير شدند.
در دورههاي بعد انجدان اعتبار گذشته را نداشت، چنانکه به قولي در دورة قاجار تنها به عنوان شکارگاهى مناسب مورد توجه بود (حزين، 63 فووريه، 365-366).
انجدان و نواحى اطراف آن در مدت اقامت امامان نزاري در سدههاي 9-11ق/15-17م از مراکز انديشة غير وابسته به حکومت مرکزي بود و نخستين رسالههاي اسماعيليان نزاري پس از سقوط الموت در انجدان نگاشته شد.
ملاصدرا حکيم برجستة دورة صفوي مدتى از زندگيش را در انزوا در کهک قم که در نزديکى انجدان قرار داشت، گذراند و به نوشتة دهگان با امام نزاري در ارتباط بود (همانجا). انجدان خاستگاه نويسندگان و اديبان برجستة پس از سدة 9ق/15م در ايرانبود که از آنجملهاند: ملا داعى انجدانىو برادرش ملک طيفور، شاه طاهر دکنى و ميرزا ابوتراب بيک فرقتى (واله، 479 آذر، 239- 240 فخرالزمانى، 413 به بعد دفتري، .(437
امامان اسماعيليه در دورة اقامتشان در انجدان آثار و بناهايى ايجاد کردند که امروزه اکثر آنها ويران شده است، از جمله قلعة نورآباد، قلعة اميرخان، قلعة وزير و کاروانسراي شاه عباسى. در انجدان دو مقبره وجود دارد که مزار شماري از امامان نزاري و خانوادههايشان بود. انجدان نسبت به جمعيت اندکش داراي مساجد و حسينيههاي بسياري است که طبق نوشتة دهگان به 17 يا 18 باب مىرسد و اين نشان از اهميت مذهبى و فرهنگى انجدان در گذشته دارد از جمله مسجد سرچشمه که مشهور به مسجد شاه خليلالله بود و مسجد جامع که توسط شاه خليلالله تعمير شد و تاريخ بناي آن را به سدههاي نخستين اسلام نسبت مىدهند (دهگان، 28- 29، 31، 106-110 ايوانف، 56 -53 دفتري، 460 -459 قطب، 145).
بنا به اقوال گوناگون اين روستا در حمله مغولها به ايران به شدت آسيب ديد و مردم براي فرار از گزند مغولها در زير روستا نقب حفر نموده و در زير زمين مشغول به زندگي شدند. لازم به ذکر است که قدمت اين روستا بيش از هزار سال تخمين زده مي شود.
سنگ قبري نيز در يکي از قبرستان هاي اين روستا بدست آمده که متعلق به نوه سلمان فارسي مي باشد. در اين سنگ اشاره به انجدان اصفهان شده با توجه به اينکه شهر اراک قدمتي دويست ساله دارد و در گذشته اين منطقه زير نظر اصفهان اداره مي شده و در منطقه روستاي ديگري به اين نام وجود ندارد اين احتمال وجود دارد که سلمان فارسي زاده اين روستا بوده و از اهالي اين روستا به شمار آيد. اين سنگ قبر هم اکنون در موزه حمام چهار فصل اراک نگاه داري مي شود. با در نظر گرفتن اين فرض، احتمالا قدمت اين روستا به قبل از اسلام نيز مي رسد.